نبین

از دیدنی هایی خواهیم گفت که نمی بینیم

نبین

از دیدنی هایی خواهیم گفت که نمی بینیم

از دیدنی هایی خواهیم گفت که نمی بینیم!
از چیزهایی که منافعمان اقتضا کرده است تا نبینیم یا آنقدر دیده ایم و دم برنیاورده ایم و دیده اند و دم برنیاورده اند که عادی شده است!
و دیدن اش و بازگو کردنش عتاب کردن و اصلاح کردنش صدا ها را بالا می برد!!
قلم ها را به نوشتن وا میدارد و .....
همه تلاش می کنند که بگویند:
نبین!

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
  • ۲ بهمن ۹۳ , ۰۰:۰۰
    شرم
طبقه بندی موضوعی

باید بمانم...

چهارشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۵:۵۷ ب.ظ

 همه چیز از آنجایی شروع می شود که یک میز به شما به عنوان امانت سپرده می شود. و شما می شوید مسئول فلان اداره ، فلان نهاد و یا هر پست دیگر

در اولین فرصت چند سخنرانی و یک نشست خبری دست و پا می کنید و از افتخارات خویش می گویید و اینکه مدیر قبلی ایجا را به خیش کشیده است و  چه ها که نکرده و خلاصه کلام اینکه او بد بوده و شما خوبید!

بعد چند بندی وعده و وعید تحویل خلق ا... می دهید که قرار است  اینجا متحول بشود گویی قرار است اجی مجی لا ترجی کنید و همه چیز درست شود...

پس از شروع کار و گذشت چند ماهی یک حساب کتابی که می کنید می بینید ای دل غافل به همین سرعت روزها گذشته است و هنوز اتفاقی نیفتاده و خودتان هم نمی دانید چه کرده اید...!

در اینجا ، برای اینکه ببینید اذهان عمومی نسبت به شما چه قضاوتی دارد یک فرصتی گیر می آورید به پشت تریبون رفته و از کارها نکرده خویش به عنوان اقدامات مثمر ثمر و سازنده صحبت می کنید و بالطبع مستمعان گزینش شده توسط روابط عمومی فخیمه کف می زنند و شما خوش خوشانتان می شود که انگار به همین الکی ها هم نیست و یک کارهایی کرده اید.

خلاصه اینکه کف و سوت و به به و چه چه اطرافیان امر را بر شما مشتبه ساخته و خودتان نیز فریب خودتان را می خورید که عجب مدیر لایقی هستم من ! و چه کسی از من بهتر؟؟

سرانجام به نتیجه گیری بزرگ می رسید اینکه : باید بمانم

بله! باید بمانید و این گزاره به مهمترین هدف مدیریتی شما تبدیل می شود . طبیعتا برای تحقق این هدف شما نیاز به استراتژی های خاصی خواهید داشت.

استراتژی اول: مخالف (منتقد) فی الواقع خر است!

این استراتژی یک استراتژی کاملا مخفیانه است و شما اصلا نمیبایست نشان دهید که فرد انتقاد پذیری نیستید بلکه در هر زمان و مکانی از فواید انتقاد و مضرات انتقاد ناپذیری می گویید. ولی در عمل اجازه انتقاد را ندهید.

این را  بدانید هر انتقادی پایه های میز ریاست شما را سست می کند پس یادتان باشد  منتقد را در نطفه خفه نمایید.

استراتژی دوم : گاهی  هم می شود با دشمنان مروت

شما در هر منصبی که باشید مسلما عده ای مغرض وجود دارند که می خواهند حرف زور بزنند و شما را از هدف اصلی تان باز دارند. البته که راهکار صحیح ایستادن جلوی حرف زور است اما بدانید که این کار هم ریسکش بالاست و پایه های میزتان را سست می کند.

پس گاهی می بایست ژست دوستداران صلح جهانی بگیرید و بگویید: ما می توانیم با هم تعامل کنیم! نباید یکدیگر را متهم کنیم ، بیایید با هم خوب باشیم..

(نکته:جهت تلطیف فضا می توانید یک بیت شعر از حافظ هم بخوانید اثر دارد...)

استراتژی سوم : نعل و میخ

استراتژی نعل و میخ استراتژی بسیار مهمی است...

همیشه نیروهای زیر دست شما به چند دسته تقسیم خواهند شد. که در بسیاری از موارد برخی از این گروه ها با هم تعارضاتی دارند.

خوب گوشتان را بازکنید ، شما به عنوان مدیر به هیچ وجه خودتان را وارد بازی این گروه ها نکنید!

به درک که حق با کدامشان است! اصلا حق کیلویی چند؟؟

مطمئن باشید به محض اینکه هر کدام از طرفین احساس کند طرف دیگر را بر او ارجح دانسته اید علیه شما قیام می کند.

پس همیشه همه گروه ها را از خود راضی نگه دارید!

نگارنده هم بر این موضوع واقف است که حقیقتا این کار ، کار سختی است.

ولی باور کنید به عینه دیده ام که می شود! نه یک مورد دو مورد بلکه موارد متعدد.

اولش کمی مشکل است اما پس از مدتی چنان در این عرصه ماهر می شوید که به عنوان تفریح از آن یاد خواهید کرد.

استراتژی چهارم : کی بود کی بود من نبودم

این استراتژی اغلب محصول استراتژی سوم است .

اصولا زمانی که شما یک خواسته از طرف اول و یک خواسته از طرف دوم را  قبول می کنید این وسط افتضاحی به بار می آید که ممکن است ، شما به عنوان مقصرش شناخته شوید.

در این هنگام آرامش خود را حفظ کرده و در مقابل انتقادات گروه اول ، گروه دوم را مقصر

و در مقابل انتقادات گروه دوم ، گروه اول را مقصر معرفی می کنید...به همین راحتی

می بینید که هیچ اتهامی این وسط متوجه شما نشد.

استراتژی پنجم: هر چه درشت تر بهتر

یادتان باشد عدد و رقم هر چه کلفت و درشت تر باشد بهتر است! این یک اصل کلی است! حتی اختلاس...

باور نمی کنید؟ مثال میزنم!

فرض کنید یک کارمند آب زیر کاه ، چموش ، مبلغ 10 میلیون از حساب شرکت هپلی هپو کرده و به کانادا گریخته است...

خب شکی در این نیست که مقصر این موضوع کسی نیست جز جنابتان که بسی دست و پا چلفتی هستید ، اما نا امید نباشید ، شما از همین موضوع هم می توانید استفاده کرده و خود را شایسته معرفی کنید...

به این شکل که نشست خبری تدارک دیده خبر اختلاس را نه 10 میلیون بلکه 100 میلیون عنوان کرده  و می گویید خودم شخصا این مورد را متوجه شدم!

(نکته: به هر نحو ممکن که می توانید این موضوع را به مسئولین قبلی مرتبط کنید! لامصب بسیار تاثیر گذار است)

این من باب اعداد و ارقام منفی

در باب اعداد و ارقام مثبت هم که دیگر نیاز به توضیح نیست .

بدهید دمش خیالتان راحت !

مثلا همایش برگزار کرده اید با 37 نفر شرکت کننده ی خواب  بگویید 370 نفر شرکت کننده  با اعطای گواهی نامه ی بین المللی! هیچ کس کاری با شما ندارد. تشویقتان هم می کنند.

استراتژی ششم : رسانه های قشر زحمت کش جامعه بوده ، هستند ، خواهند بود

اگر منصبی که دارید منصب مهمی است مطمئنا رسانه ها و خبرنگاران جزو لاینفک مسئولیت شما خواهند بود!

حواستان باشد! رسانه ها موجودتان قدرتمند و خطرناکی هستند

هیچگاه از قدرت رسانه غافل نشوید ، چون اگر اراده کنند شما را از عرش به فرش خواهند رساند! چه برسد که خود بر فرش باشید...

پس تا می توانید دلی بدست آورید که دل شکستن مخصوصا دل رسانه جماعت کاری بس خطرناک است

استراتژی هفتم: مافوق شما یه فرد زحمت کش ، درستکار ، پرقدرته !! این گذاره را مرتبا تکرار کنید.

و اما استراتژی پایانی

گاها مشاهده می شود برخی صاحب منصبان جو گیر شده به مافوق خود حمله ور می شوند باشد که سخنانشان تیتر بشود و اسمی پیدا کنند.

ما شما را از این عمل شدیدا بر حذر میداریم

همیشه حواستان باشد که مافوق شما هم مثل شما یک صاحب منصب است و دقیقا به همین موارد عمل می کند.

پس مواظب باشید مشمول استراتژی 1 نشده و در نطفه خفه نشوید.

بالعکس هر چه مافوق خود را ستایش کنید او نیز به شما نظر مثبت خواهد داشت.

 

این توصیه های ما به شما صاحب منصب عزیزی بود که تصمیم گرفته اید بمانید!

البته نکات دیگری هم هستند که به صورت تجربی خواهید آموخت..

میزتان پایدار...

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۳۰
پژواک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی